کمک کن تا بتوانم دیگران را ببخشم در ببخشش دیگران خود بخشیده می شویم .....
و در مرگ حیات جاودان می یابیم
سلام
کاش این یادگاری ها را در اخرین بودنش نمی گذاشت تا حالا رفتنش روامی شد ساده تر هجی کرد
حقیقت این است که نبودن گاهی بیشتر از بودن معنا دارد و گاهی رفتن یک نفر به معنای از دست رفتن تمام هستی دیگران می شود کاش هنوز هم خواب بودم همان خوابی مرا از اخرین بار دیدنش محروم کرد و حال هرشب با تکرار ان صحنه ها در پس چشمانم قصد جبران دارد ولی افسوس...
کاش یاز گردم به همان وقتی که هنوز خاک مانع دیدنش می شد نه سنگی ساه و سرد
کاش بودنش را می شد حتی لحظه ای تکرار کرد و با نبودش می شد لحظه ای را ارام کرد
کاش مرگ این ناجی بندگان ساده و پاک یک باره پرده بر صورت همه می کشید نه اینکه قدرت نمایی خود را بردنه گلی از یک باغ نمایش دهد
داداش مهربون و دوست داشتنی خودم ......
دوستان شاید این اخرین پست من باشه
شاید این اخرین حرف های اینترنتی ام باشه
چون بدون اون حوصله ی حرف زد ن رو ندارم حتی اگه این حرفا نوشتنی باشه
خدایا کمکمون کن
از همه بیشتر اون رو که حالا فقط پیش خودته
خدا مارو هم کمک کن که بتونیم این روزا رو فقط بگذرونیم
تا حالا فکر کردن به مرگ خودم این قدر برام شیرین نبود چون حالا می دونم یکی اونجا منتظرمه
ای خالق بی همتا....
دوستان اگه تو این مدت خوب و بدی دیدین به بزرگی گوگل حلال کنین
و برامون دعا کنید
برای همیشه خدانگهدار
به یاده روزی که یک هما اومد و...
به یاده تمامه پست هایی که گذاشتم و...
به یاد تمام چیزا هایی که از خوندیم و ...
به یاد تمام کامنت هایی که واسه هم گذاشتیم و...
به یادیه عزیزترین عزیزم
خواهشا یه فاتحه بگید بگید مرسی....
بای برای همیشه
بودنمان تکرار یک بیت شدن است
ولی بعضی از اول یک شاهنامه هستن و نیازی به بودن ندارن
مثله مثله حضرت علی اصغر
این بار دو تا پست گذاشتم چه طور؟![]()
بچه ها نمره ها نیومدن هنوز مثله همیشه
واسم دعا کنین![]()
![]()
مرسی![]()
بوی تبانی(طبانی؟؟)
بوی تبانی میاد اونم از نوع عظیم اونم به نوعی جهانی
به نظرتون چه قدر گرفتن ؟
امروز بعد از مدت ها اومده بودم نت که اون قدر ازم پزسیدن چشمات می بینه یا نه خسته شدم![]()
جرات نداری سرک بکشی سریع ایراد می گیره کد تصویر
اسمش رو گذاشتن امنیت ولی اینم از نوع تبانی هاست اونم با چشم پزشکا نه؟![]()
فعلا
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟
گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري
من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي .....
توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري
قلب ميزارم كه جا بدي،اشك ميدم كه همراهيت كنه
و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم.
همگی خوبین؟
خوب بعد از مدت ها دوباره دارم می نویسم خیلی وقته اصلا حوصله نداشتم راستش از مهر تا حالا خیلی اتفاقا افتاده وارد خونه دانشجویی جدید شدیم سره کلاس رفتیم دانشکده رو بارها بهم ریختیم درس خوندیم شبایه سه شنبه تا صبح احیا داشتیم اخه فرداش میدان و مخابرات و کنترل![]()
از این بگم که روزایه اول اون قدر سر و صدا کردیم که زودی داد صاحب خونه در اومد بابا اروم![]()
ازاین بگم که چشمه همه ی بچه ها ۴ تا شد اخه همش می گفتن ۳ تا خر خون با هم هم خونه شدن (روم به دیوار
)
از این بگم که واسه کلاسه برنامه نویسی یه د و ماهی تلاش کردیم نشد بالاخره رفتیم عضوه فعاله انجم برق شدیم یه هفته ای کلاسه برنامه راه افتاد![]()
از این بگم که چند صد بار تصمیم به حذف درسام گرفتم تا جایی که به فکر حذف ترم افتادم ولی بعد تا حالا هیچ کدوم رو حذف نکردم![]()
از این بگم که سر کلاس ازمایشگاه بعد از یه تقلب ماهرانه یکی از اقایون ما رو فروخت و به استائ گفت ماهم تا اخر ترم مجبور شدیم بچه های خوبی باشیم(خئاییش اون قئر ابتکار داشتم که استاد باید بهم ۲۰ می داد
)
از این بگم که مایه ی اغتشاش علیه اساتید شدیم اخه ما ۳ نفری یه درس رو تو ۳ ساعت مختلف می ریم بد از مقایسه جزوه ها هر شب فرداش اعلام می کنیم استاد ساعت ۴ تا ۷ کم گفته و اساتید رو عاصی کردیم و دانشجویان رو به سرشون خراب می کنیم![]()
از این بگم که اون قدر سره کلاس با مدیر گروهمون اون قدر شیطونی کردیم گه گیر داده ما رو سر کوب کنه ولی ما بازهم شیطونیم
اون سری هم یه کامپیوتره سایت رو هنگ کردم تا یه هفته مرد باز اومد مدیر گروه وقت بود خفم کنه مگه تقصیره منه؟![]()
از این بگم که تمامه همسایه هامون خونه دانشجویی پسرا ست ولی همشون بد تر از ما خیلی مودب هستن![]()
از این بگم که سر میان ترم الکترونیک اون قدر از استاده حلم و یکی از اقایونه همکارش سوال پرسیدم دیگه روم نمی شه برم سره کلاسش
(منم کم رو
)
از این که اون قدر قدر تخول داشتم فقط کلاسیه ساعت ۸ رو ۹ رفتم و ۲ رو ۲.۳۰
صاحب خونه می گفت کلاسایه دانشگاه ۹ شروع می شه گفتم اره و این دو تا تازه دارن به تاخیر های من عادت میکنم اولاش همش استرس می دادان دیر حالا می دونن به من اثری نداره![]()
از این بگم که در کمال تعجب اهالیه همشهری بالاخره ۲ هفته یه بار میرم خونه تازه دارم احساس می کنم دانشجو هستم(بزرگ شدم
)
از این بگم که اون قدر اساتید لطف دارن با فامیلی صدا کردن فکر کنم کله دانشگاه اسمم رو می دونن![]()
از این بگم یه ساعت ۱۰ زنگ زدیم ساندویچی با اصرار واسم شام اورد تا اخر خوردیم بعد احساس کردیم فاسد بود(دستگاه عصبی قوی داریم دیگه) بعد زنگ زدیم داد و هوار اونام گفتن باشه بازم سفراش بدین این بار مفتی ما هم یه چند شب سفارش دادیم![]()
از این بگم که جاتون خالی خیلی خوش می گذره
از بگم که دلم واسه خوابگاه تنگ شده باید یه چند شب برم مهمونی ولی خوب خونه دانشجویی چیزی دیگه است
از این بگم اولین شبه یلدا رو دور خونه گذروندم![]()
از این بگم که ملت رو با شیطونی عاصی می کنیم بعد ۱و۲و۳ می خندیم![]()
همین
مرسی این مدت بهم سر زدین
اعیاد ازمهر تا حالا هم همگی تبریک![]()
زمستون خوش بگذره
خوب فعلا بای
خوبین
اگه از احوالات من بپرسین خیلی خوب عالی اخه تا جایی که یادمه چنین بی کاری و فرجه ی استراحتی که الان دارم بر می گرده به همون تابستونی که قرار بود برم کلاس اول![]()
خوب از شوخی که گذشته این روزا خیلی با حالا اخه گذشته از سریالایی که همگی نشون دهنده ی اینن که ایران همسایه ی نزدیکی
از هنده حال و هوایه روحانی دارن که همه که نه ولی اکثرا تسبیح (تصبیح؟ تثبیح؟تسبیه؟تثبیه؟تسبیه؟ )به دست می شن خدایا قبول بفرما
شبای احیا هم که نزدیکه
خوب دیگه چی دیگه اینکه انتخاب واحد کردم
واسه اولین بار تونستم تو ۳ دقیقه ۱۸ واحد بردارم و اون روزم کلی خندیدم جاتون خالی اقایون داخله کافی نت اون سمت بودن و سایت واسشون ارر می داد و اینکه میدیدن ماها بر می دارم قیافشون رو زیبا تر می کرد و خلاصه وقتی سایت کلی سوئ هاضمه گرفت و قاط زد من خیالام راحت بود البته بعدشم سایت به من توهین میکرد اخه واسه من ارر نمی داد می داد رمز تصویر را اشتباه وارد می کنین یعنی من....
شاید باورتون نشه یه هفته از فکرش خوابم بهم ریخته بود![]()
حالا تا یه دو هفته دیگه که بریم یونی و باز داد و هوارایه من شروع شه ملت دارن استراحته فکری میکنن
البته دلم واسه دوستام و ارازل خیلی تنگ شده اخه امسال دیگه خونم و پیش ارازل خوابگاهی نیستم می دونم از حالا جام خالیه![]()
راستی بینه خودمون باشه دارم اذیتشون می کنم گرچه باور نمی کردن ولی به زوری خندم رو خوردم و بهشون گفتم من دارم نامزد.....
کامل باورشون نشده اخه من رو خوب می شناسن ولی دارم رو پروزش کار می کنم
خوب فعلا تا یه پست با حال بای
همگی خوبین؟
تابستونه فصله ..
فصله چی راستی تابستونه امسال اصلا فصل شد یا فقط یه چند روزیه؟ الله و ...
اینه فکرایی بود که وقت یاخرین امتحانم رو دادم و داشتم فریاد کشان م یخوندم و وارده خونه می شدم باومدن و رفتن ولی به هر حال هر چی هست و هر چند که هست واقعا بهش احتیاج دارم
راستش ترم تابتون هر چند هم که ستمه ولی بیشتر خوش می گذره این رو دو سال تجربه نشون می ده
الانم دارم درسام رو سرچ می کنم امتحانام بد نشد دومی بهتر از اولی بود حاشیه هاش عم بد نبود مثلا اینکه سره جلسه طبق معموله خوش شانسی هاتی من ماشین حسابم قاطی کرد البته یه بار از دستم افتاد ولی خوب مجبور شدم رو بندازم همون استاده نامردا که با ۹.۵ لذت بهم داد تا درستش کرد ولی به زبون نیومد ازش تشکر کنم امتحان دومی هم تقریبا عالی بود حالا ببینم نظر استاد چیه همون طور که علی رقمه(رغمه؟) اینکه همه از پسرا اشکال پرسیدن من فقط لطف کردم اجازه دادم از جزوم کپی بگیرن اونم کی یا اونایی که دو تا تابسونه با ما ها دعوا دارن ولی خوب اومدن منت کشی
این سومین ماه بود که دقیقا در همین روز امتحان داشتم ماه اول پایان ترم بهار- میان ترم - پایان ترم تابسونه و لی این ماه حتی اگه سنگ از اسمون بباره دیگه نه حاضر نیستم
راستی خونه گرفتم و امسال خوابگاه رو تنها گذاشتم تا متصدی ها ارامش داشته باشن خونه گرفتنم چه صیغه ی سختی یه ها ولی با دو از بچه های هم رشته ایم هستم ارازل خوابگاده اونایی که با من بودن همه فارغ التحصیل می شن ( کاردانی بودن همشون) و مطمئن بودن هر خونه ای با اونا می گرفتم یه ماه صاب خونه بیرونمون می کرد اخه ما اصولا ارام و منظمیم (ماشاالله..)
یه خونه با تمام وسایل و اب و برق مجانی ولی خوب خوب پول گرفت اون روزم کلی خندیدم هر جا می رفتیم می گفتم ۲ نفره و هر کوم از اون دوتا به من پیشنهاد دو نفره و دو در کردنه دیگری رو می دادن
ولی اخر یه جایه خوب و ۳ نفره یدا کردم اخه کم اهل دو در بازی نیستم
خوب دیگه پیشاپیش ماه رمضون رسما مبارک ولی بینه خودمون باشه از حالا ارزویه تموم شدنش رو می کنم
فعلا بای
همگی خوبین؟
تابستونه فصله شادی و خنده
بچه ها تویه کوچه مثله چندتا پرنده.....
فصله چی راستی تابستونه امسال اصلا فصل شد یا فقط یه چند روزیه؟ الله و ...
اینا فکرایی بود که وقتی اخرین امتحانم رو دادم و داشتم فریاد کشان میخوندم و وارده خونه می شدم اومدن و رفتن ولی به هر حال هر چی هست و هر چند که هست واقعا بهش احتیاج دارم
راستش ترم تابستون هر چند هم که ستمه ولی بیشتر خوش می گذره این رو دو سال تجربه نشون می ده
الانم دارم درسام رو سرچ می کنم امتحانام بد نشد دومی بهتر از اولی بود حاشیه هاش هم بد نبود مثلا اینکه سره جلسه طبق معموله خوش شانسی ها یه من ماشین حسابم قاطی کرد البته یه بار از دستم افتاد ولی خوب مجبور شدم رو بندازم همون استاده نامردی که با ۹.۵ لذت بهم داد ولی درستش کرد ولی به زبون نیومد ازش تشکر کنم امتحان دومی هم تقریبا عالی بود حالا ببینم نظر استاد چیه همون طور که علی رقمه(رغمه؟) اینکه همه از پسرا اشکال پرسیدن من فقط لطف کردم اجازه دادم از جزوم کپی بگیرن اونم کی یا اونایی که دو تا تابسونه با ما ها دعوا دارن ولی خوب اومدن منت کشی
این سومین ماه بود که دقیقا در همین روز امتحان داشتم ماه اول پایان ترم بهار- میان ترم - پایان ترم تابسونه و لی این ماه حتی اگه سنگ از اسمون بباره دیگه نه حاضر نیستم
راستی خونه گرفتم و امسال خوابگاه رو تنها گذاشتم تا متصدی ها ارامش داشته باشن خونه گرفتنم چه صیغه ی سختیه ها ولی با دو از بچه های هم رشته ایم هستم ارازل خوابگاه اونایی که با من بودن همه فارغ التحصیل می شن ( کاردانی بودن همشون) و مطمئن بودم هر خونه ای با اونا می گرفتم یه ماه صاحب خونه بیرونمون می کرد اخه ما اصولا ارام و منظمیم (ماشاالله..)
یه خونه با تمام وسایل و اب و برق مجانی ولی خوب پول گرفت اون روزم کلی خندیدم هر جا می رفتیم می گفتم ۲ نفره و هر کدوم از اون دوتا به من پیشنهاد دو نفره و دو در کردنه دیگری رو می دادن
ولی اخر یه جایه خوب و ۳ نفره پیدا کردم اخه کم اهل دو در بازی نیستم
خوب دیگه پیشاپیش ماه رمضون رسما مبارک ولی بینه خودمون باشه از حالا ارزویه تموم شدنش رو می کنم
فعلا بای
همگی خوبین
بازم این بار یه غیبت نیمچه کبری داشتم همگی ببخشید اخه دور از شما روم به دیوار
به علت گرفتن ترم تابستانه اصلا وقت ندارم ![]()
ا زتابستون بگم از اینکه کلاسای ساعت ۸ رو با کمی تاخیر ساعت ۹.۱۵ می رم و بعد با کمال پر رویی بعد از ۵ دقیقه می گن استاد استراحت نمی دین ؟ و استاد هم با چشمانی گرد شده نگام می کنه می گه باشه یه چند دقیقه استراحت اون سری که تو انتراک رسیدم و یه ربع اخر رو حضور گرم داشتم
یه سری هم که اومدم زود برم ملت رو متعجب کنم اومدم زرنگی کنم زودی با تاکسی برم که تو راه جلویه تاکسی رو گرفتن و طفلی رو جریمه کردن می دونستم از شانسه منه دلم واسه بقیه می سوخت که با من تو یه تاکسی بودن![]()
تابستونم خوبیش اینه که استادا خودشون زود تر از ماها خسته می شن
سر کلاس ماشین ۱ دعا می کنیم برق باشه نه به خاطره کولرش به خاطره اینکه صدایه کولر نمی زاره صدای خنده ی ما رو به گوش استاد برسه جاتون خالی ملت رو عاصی می کنیم اون سری به جنابی اومد نشت کنار دستمون نمی دونست من چه مردم ازاریم
اون قدر صندلی رو تکون تکون دادم که خوندمونم خسته شدیم اون جنابم فقط یه ناچ و نوچی راه انداخت و دیگه توبه کرد پیشه ما بشینه جالب نیست ما که دیر می ریم جاهامون رو خلی می زارن انگار کسی جرات نشستن روش رو نداره ![]()
هر هفته هم یه جا تلپم اون سری که خونه موزان اینا بودم این قدر جیغ داد کردیم که فردا صبحش صدامون در نمی یومد در عوض کلاس یه کم اروم تر شده بود اخه ما حرف نمی زدیم همش خواب بودیم![]()
دیگه چی دیگه این که دیروز کلی خندیدیم اخه یه بنده خدایی اصلا کلاس نمی یاد و همش طالبه جزوه منه ومنم که قرار گذاشته بودم دیگه جزوه ندم با پافشاری گفت میخوام بخونمش ولی اونم با پر رویی گفت این همه دسته شما بوده یه شبم دسته من منم که دیدم جناب پر رو تشریف دارن دادمش بهش و اونم با پر رویی واسم نیاوردش تکلیف چیه اینه که جلسه ی بعدی ابش بکشم![]()
خلاصه الانم که مامان اینا تشریف دارن مشهد و منم به خاطره میان ترمه ۱۰ نمره ایم نرفتم که نمی دونم متاسفانه یا خوشبختانه لغو شد و افتاد هفته ی دیگه حتما نطلبیده ولی من شرم به زوره با اردو های دانشگاه می رم![]()
خلاصه اینکه الانم باید برم
اخه امروز موندم بروج تا یه کم با برو بچه ارازل اتیش بسوزونیم راستش از گروه های مختلف ارازل و اوباش واسه موندم دعوت نامه رسیده ولی من حوصله ندارم همون خوابگاه می مونم
فردا که مامان اینا میان می رم خونه اخه حوصله مهمون بازی رو نداشتم اگه می رفتم همه می گفتن بیا پیشه ما منم که کم رو...
خوب دوستایه گلم زیاد حرف زدم واسم دعا کنید
میان ترمم خوب شه من نمی دونم مورچه چیه که کله پاچش چی باشه تابسون چه قدر که میا ترم گذاشتن
خوب فعلا بای![]()
فرا رسيدن ليلة الرغائب ، شب آرزوها ، بر شما مبارك باد . ![]()
با خوندن این جمله تکان خوردم چه زود اومدم خدای من
راستش امروز بعد از کلی تلاش و ماجرا ۶ واحد بر داشتم اومدم نت تا بقیه نمره هام رو سرچ کنم که دیدم یه خبرایی هست اره شب ارزو ها...![]()
شاید باورتون نشه از بچگی تا حالا هر جا حرف از دعا یا ارزو بوده هیچ وقت اون اولا جا واسه ارزو ها و دعا هایه خودم نمونده همیشه اون اولا واسه بقیه بوده اون اخراشم اگه جا می شد خودم![]()
حالا که دارم فکر می کنم نمی دونم من چه ارزویی دارم شاید تو زندگیم کمتر پیش اومده به خودم فکر کنم اینکه چی می خوام حالا نمی دونم ارزوم چیه ولی یه ارزو واسه یه نفر دارم که همیشه دعا می کنم بر اورده شه از همون بچگی تا حالا دیگه روم نمی شه از خدا بخوامش ولی انگار خدا صدام رو نمی شنونه یا شایدم....![]()
بچه که بودم با همون شیطنت بچگی همیشه یه دعا می کردم![]()
خدایااا
خانوادم و دوستام و خودم رو تو این دنیا و اون دنیا به سعادت برسون![]()
بعدم می خندیدم و می گفتم.. همین یه اروزو رو داشتم![]()
حالام که بزرگتر شدم انگار فقط یه فرق کرده این که تعریف سعادت واسم مبهم شده
ولی حالام همین ارزو واسه شبه ارزو ها می کنم خوبه نه؟![]()
البته+ اینکه ارزو می کنم همتون به اروزهای قشنگتون برسید
یادمون نره برزگترین ارزو همون سلامتیه که ارزو می کنم خدا به همه ی بنده هاش هدیه بده![]()
ولی یادمون نره اگه به یه اروزیی
نرسیدیم شاید واقعا به صلاحمون نبوده من واقعا با این اعتقاد دارم
شبه ارزو های تو ارزوهای قشنگتون ماها رو رو فراموش نکنید![]()
خوش به حال هر کی تو این شب پیشه امام رضاست چون من هر چی می خوام اول از اون می خوام![]()
فعلا..