کوچه پس کوچه
بلند بلند فکر کردنه دختری به نام هما
بالاخره وبلاگم رو نجات دادم داشت کلا نابود می شد گرچه این چند روزه با تصادف خالم و حاله خیلی بدش اصلا حوصله هیچی ندارم امروزم ایران باخت خوب معلوم بود البته دسته دروازبانه گلمون درد نکنه که من رو رو سفید کردو زحمته یه ناهار رو از گزدنم انداخت اخه شرط بسته بودم یه هویی شد این پسرا رو که می شناسین چه با اعتماد به نفس شرط می بندن خوب حاله یکی ازشون رو گرفتم حالا یه ناهار بهم می ده تا دفعه ی دیگه یادش باشه امروز کلی خندیدم یعنی کلی حاله بعضی ها رو گرفتم واست بگم؟ از اون جا که کلاسه ما تو دانشکده ی فنیه و از همون جا تعداده دختر خانوما خیلی کمه و از همون جا من امروز کلاس داشتم اونم فقط با ۴ دختر و ۳۰ پسر این اقایونم انگار که ما یه بیماریه واگیر دار داریم کیفشون رو می زارن و می رن بیرون تا استاد بیاد بعد تازه قدم رنجه می کنن تشریف می یارن منم امروز حالشون رو گرفتم خیلی اروم دره کلاس رو بستم جزوه هاشون رو یکی یکی باز کردم و اخره همشون یه امضا زدم خلاصه وقتی نشستن قیافه هاشون جالب بود فکر کنم دیگه جزوه تو کلاس نذارن یا حداقل زود بیان خوب راستی امروز داشتم پشته سره یکی از پسرایه معروف می رفتم سمته دانشکده که یه هو چند تا دختر خانو از کلاسا سرشون رو دراوردن و گفتم کلاسا امروز اینجا برگزار می شه اگه شما بودید شک نمی کردید چی می کردید؟ فعلا با اجازتون واسه خالم دعا کنین بچه ها خوبین با تابستون چی می کنین من که از فردا کلاسام شروع می شه اخه ترم تابستونی گرفتم خوب این روزا حسابی افتادم تو کاره اخبار دیشب یه چیز جالب دیدم ۲۰ ژاپنی ها علاوه بر تمامه چیزهایه عجیب و غریبی که تا حالا می خورتازگی ها به خوردنه غذاهایه رستورانی علاقه مند شدن که به جایه گوشت از کاغذ و مقوا استفاده می کنن و از این رستوران استقبال کردن ۱۰ در ژاپن رسورانی را دستگیر کردند که به جایه گوشت از مقوا و کارتن استفاده می کرد(یعنی بدونه اطلاعه مردم نه با استقباله مردم) جالب بود نه؟ خوب فعلا باید برم اخه باید واسه فردا اماده شم واسم جالبه چون فقط خودم تصمیم گرفتم می خوام ببینم می تونم با یه معدله خوب بگذرونمش اخه ۶ واحد تخصصیه با اجازتون . بای دلم گرفته... به خدا منم به شانس اعتقاد نداشتم ولی حالا دیگه به بد شانسی اعتقاد دارم راستش وقتی نظره اقا مهدی رو تویه این روز و با این حالم خوندم شاید به نظرم خنده دار اومد البته ببخشید ها ولی امروز من تا نهایت بد شانسی رفتم تا انجا که الان از اون روزاست که حتی با خدا هم قهرم اره می دونم اقا مهدی باید کار را رو به بهترین نحو انجام داد و بعد توکل کرد اره اینم می دونم که شانس واسه خیلی ها از جمله قبلا من اصلا معنایی نداره ولی نمی دونم تا حالا دقت کردید هر کاری ما انجام می دیم نوعی مقایسه است مثلا امروز من نمراتم رو گرفتم وای خدایه من باورم نمی شه طعمه ۹.۹۹ خیلی تلخه اونم واسه یه درسه سه واحدی اونم واسه من که خیره سرم معدل الف بودم حالا چی باورم نمی شه دوستم فقط یه سوال جواب داده بود حالا ۱۵ شده نمی دونم چرا زندگی داره با من این طور تا می کنه می دونم یه صدم کمه ولی نمی دونم استادم چه طور تصیح کرده تمامه پروزه ها رو هم انجام دادم طوری که استاد نام و نامه خانوادگی من رو کامل می دونست الانم دارم منفجر می شم دوست دارم الان یکی بود بهم می گفت چرا فقط با من چرا چرااااااااااااااا.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا شما بگید اره من اگه به بد شانسی اعتقاد نداشته باشم به چی اعتقاد داشته باشم به چی؟؟؟؟ سلام این بار اول گفتم خداحافظ چون این کلمه کلی بهمم ریخته دو روز گذشته اره دوروز از خدا حافظیه من با دو ستام اره خداحافظیه سختی بود وقتی قبلا بهش فکر می کردم دوست داشتم امتحانام توموم نشه چون واقعا سخت بود شبه اخری هیچ کدوم حوصله نداشتیم یاده روزه اولی افتاده بودیم که تازه هم رو دیدیم من که اصلا حرف نمی زدم انگار خاطراته یه سالن از جلو چشمام فرار می کردن اخه اتاقه ما تویه خوابگاه ۵۰۰ نفره مشهور بود اون قدر که وقته رفتن ما متصدی هایه خوابگاه با لبخندی دلنشین از ما خداحافظی می کردن انگار که کا بوسه یه ساله شون داشت تموم می شد اصلا بزارین چند تا از خاطراتم رو واستون بنویسم اخه حالا که فکر می کنم ما هم کم بلا سره این خوابگاه نیو وردیم یاده ترقه هایی که تو سالن مینداختیم به خیر چند تا ترقه بهم می بستیم روشن می کردیم مینداختیم تو سالن بد بیرون می یومدیم دادو هوار که این کارا تو خوابگاه یعنی چه؟ یادش به خیر با این اشپز خونه چه بلا ها که نیووردیم سقفش تماما جایه انفجاره کنسرو بود که همش کاره ما بود یادش به خیر وقتی همه می خوابیدن تازه ماشروع می کردیم به خندیدن یادش به خیر می پریدیم بالا پایین تا اتاقه متصدیه زیره پایه ما خراب شه خراب که نمی شد ولی خوب متصدی خوابشم نمی برد یادش به خیر یه شب با دوربین رفتیم واسه امور چاپلوسی از متصذی هم عکس بگیریم غافل از این که اوردنه دوربین به خوابگاه به منزله ی اخراج از خوابگاه ست یادش به خیر شکستن شیشه ی اسانسور چه کیفی داد یادش به خیر وقتی ساعته ۳ تویه اون سکوت یه جیغ می کشیدی چه لذتی داشت اون قدر که می یرزید تا صبح پاچه خواری متصدی رو کنی یادش به خیر چه قدر از طبقه ۵ خونه هایه مردم رو نگاه می کردیم و یه کم هم غصه می خوردیم اخه مال خونه نبودیم یادش به خیر شام خوردنامون ... ساعته ۱ شب اونم ۸ نفری یه کاسه ماست یادش به خیر همه ی خاطراتم که الان همش رو نمی شه بنویسم یادش به خیر.. بچه هادوستتون دارم و فراموشتون نمی کنم اخه یه سال با هم بودیم با همه چیزه هم یادتون به خیر جاتون خالیه خیلی مامانه گلم روزت مبارک خانومایه خوبه ایرونی روزه تون مبارک خوبین وای من که از دسته این امتحانا خسته شدم تمومی که نداره مخصوصا این امتحانه قبلیم که خیلی واسش نگران بود وقتی رفتم دره سالن با دیدنه چهره ی بچه ها که از این که دارن این درس رو حذف می کنن خوشحالن خیلی نگران شدم ولی این بار سره جلسه خجالت می کشیدم اصلا به فکره تقلب با شم اخه در جواره یکی از پسرایه مودب بودم که اصلا تو باغ نیست پس منم تقلب رو بی خیال شدم از اون بد تر استاد بود که با ما مثله جزامی ها رفتار می کرد اصلا طرفه ما نمی یومد یه بارم که به زور اوردنش بهم یه چشمک زد گفت الان می یام ومن فقط موقعه تحویله برگه موفق شدم دوباره از دور زیارتش کنم همین و همین راستی یه چیزه جالب پارسال روزه کنکور من سر جلسه ای بودم که امسال وقتی از درش رد دشدم داشتم می رفتم سالن اخه جشنه داداشم بود خیلی واسم جالب بود که پارسال تو همین روز چه قدر نگرانی داشتم که چی اخرش شد؟ولی امیدوارم هر کی کنکور داده ازش راضی باشه نه مثله پارساله من که اون قدر گیج شده بودم که اشتباهی وقت جلسه رو نیم ساعت بیشتر واسه خودم حساب کرده بود وقتی گفتن برگه ها بالا انگار جونم باهاش می یومد بالا یا این که سر کنکوره ازاد ساعتم راسه ساعته ۸ وایساد در سالن رو که بستن تازه ساعتم یادش اومد خراب بشه شما در نظر بگیرید من تازه وسطه جلسه وقتی دیدم دارم هر چی می زنم ساعت جلو نمی ره به این نتیجه رسیدم که سرعته من اون قدر بالا نیست پس ساعتم خرابه جشنه داداشم هم خیلی خوش گذشت فقط گهگاهی وقتی به یاده امتحانه فرداش می یوفتادم یه کم همچین ...البته من که بی خیال بودم این مردم بودن که یادم می انداختن می پرسیدن امتحانات تموم شده اخه یه کم زیادی شاد به نظرشون می مدم ولی خوب اخرش این قدر ر.... م که از پا درد فقط لنگ می زدم راستی ۴شنبه اخره امتحانامه اون موقع می یام با کلی متن که فکر می کنم تعریفیم باشن الان دیگه وقت ندارم با اجازتون فردا امتحانه فیزیک دارم باید برم فعلا .... خوبید ؟این مدت که نبودم همش تو فکر این بودم بعد از این که بعد این همه وقت اومدم اول چی بگم ولی حالا می خوام بگم ببخشید فردا امتحانه معادلات دارم اونم با نبی.. که خدا کمک کنه نمی تونم بمونم ۱۵ امتحانام تموم شد از خجالتتون در میام راستی این ترم کلی راو روشه تقلب یادم گرفتم چون امتحانا مختلط بود و من در جواره اقایونه محترم کلی چیز یاد گرفتم. مثله اینکه وقتی داری از یکی جواب میگیری مراقب میاد که بهت حرف بزنه نزاری اصلا صداش دراد سریع بگی استاده ما نیست ؟ یا اینکه تو امتحانا فلسفه ی پوشیدنه پیرهنه استین بلند اینه که رویه دستاشون تماما خال کوبه تقلب می شه یا اینکه اصلا جزوه باز کزدن سخت نیست یا اینکه می شه جواب سوالا رو بلوتوس کرد یا اینکه همیشه باید با پسرا تقلب کرد چون با چند نفر چکش کردن بعد جواب رو می نویسن واخرم اینکه اگه دیدی اون قدر شلوغ کردی که یه هو ده دیده بان ها حمله کردن اصلا به رو خودت نیار بگو داشتم ساعت رو می پرسیدم خلاصه کلی این ترم یاد گرفتم که بعدا مفصل می گم همه یاد بگیرین راستی دیروز شندیم که بانویه شعرو موسیقیه ایران مهستی هم رفته پیشه خواهرش هایده خیلی ناراحت شدم راستش همه ناراحت بودن امیدوارم روحش قرینه رحمت باشه وبه همه ی کسایی که با اهنگاش خاطره داشتن و دوستش داشتن تسلیت می گم به قوله معین همه رفتن کسی دور و ورم نیست ......
الانم بد از کلی اومده بودم افام رو چک کنم ولی خوب دلم نیومد اینجا هم نیام![]()
![]()
![]()
اخرین لحظه که رفتم بشینم در باز شد بله یکی از اون بلا ها بود خوب شد نشتم من رو ندید تازه یه کاری دیگه هم کرده بودم همه رو جابه جا کردم البته این و شادی یه کم کمک کرد تا یه شریک داشته باشم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از یه لحاظایی خوبه ولی خوب باید خیلی زحمت بکشم خیلی ها هم گفتن بی فایده است ولی می خوام بهشون ثابت کنم من می تونم خوبشم می تونم
راستش همیشه سعی می کنم که اخباره ساعت ۱۰ شبکه ۳ رو ببینم چون قیمته سکه رو اعلام می کنه
گزارش هایه خوبیم داره تازگی ها هم که ۲۰.۳۰ اخه خیلی سیاسی که به نظرم ساست هم دسته کمی از سکه نداره باید همیشه ازش خبر داشت راستش سیاست در مثله معماست که حل کردنش دزیباست با این تفاوت که در اعضایه حله معما بهت جایزه می دن ولی خوب سیاست ...![]()
راستش اگه من یه روز اخبار گو بشم سعی می کنم یه نگاهی از سایر شبکه ها بکنم شایدم تقصیره ما ست که مقایسه می کنیم![]()
![]()
با هم اتاقی هایه خوب
با خوابگاه
با خاطراته یک سالم![]()
تویه این یه سال حداقل هفته ای یه بار متصدی ها تصمیم به گزارش کارایه ما می کردن و ما با زبون ریختن منصرفشون می کردیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

