کوچه پس کوچه
بلند بلند فکر کردنه دختری به نام هما
همگی خوبین راستش داشتم واسه امتحانه مداره سه شنبم قمباط ( از بچگی املا ضعیف بوده شما ببخشین) می گرفتم که یه هو گوشیم از جا پرید تا یه ربعم بیچاره زمین رو به چشم ندید اخه دوستان سور پرایز کردن همگی با هم پیام تبریک فرستادن اخه فردا روزه دانشجو روزه دانشجو مبارک دانشجو نوایی است که سکوتش فریاده اعتراض و فریادش سروده ازادی است خوب از شما چه پنهون گفتم اینا مدار رو مغزشون اثر واگذاری گذاشته روزه دانشجو که ۱۸ اذر بود بدو بدو رفتم تقویم رو نگاه کردم دیدیم به به راست می گن عجیب اینه که من هفته پبش می دونستم ولی انگار مدار رو خودم اثر گذاشته بود خلاصه به خودم گفتم خوش به حال این مملکت با چنین دانشجو هایی ... راستش خیلی دوست داشتم فردا لا اقل تو جشن دانشگاه شرکت کنم ولی مثلا اومدم خونه واسه میان ترم درس بخونم البته مثلا .. راستش یه بار درباره تفاوته دوران دانشجویی بابا مامانامون با ماها نوشتم ولی از بد روزگار نت همش رو پروند(دیدین نگفتم از بد شانسی چون دارم این کلمه رو زا زندگیم پاک می کنم سخته ولی شدنی) مامان باباهایه ما وقتی دانشگاه قبول شدن تک بودن نه که مثله ماها از هر ۳ نفر ۲نفر بره دانشگاه اونا تو رشته هایی درس خوندن که واقعا دوست داشتن نه که مثله ما به رشته هایی می ریم که بازار کار داشته باشه اونا عنری به نامه شجاعهت داشتن که در دوره ی ما در حالت ازاد که هیچ در حالت ازمایشگاهی هم پیدا نمی شه زمانه اونا خودمونیم ازادیه بیان وجود داشته هوش و تلاش حرفه اول رو می زده ولی حالا فقط پول و پارتی فقط و فقط زمانه اونا دانشگاه و دانشجو ها بودن که ایده رو شکل می دادن اون قدر که حکومت رو عوض کنن ولی حالا این جامعه و حکومته که دانشجو ها رو عوض می کنه نگاه به دانشجو ها هکم فرق می کرد اون زمان کسی که به دانشگاه می رفت فهمیده حساب می شد ولی حالا از راه ... خداییش هم جامعه عوض شده هم نسله ما ولی قبول کنید ما بیشتر یه روز یه جا خوندم دانشجو می میرد ولی ذلت نمی کشد قشنگ بود ولی معناش غیر قابل درک مثلا واسه دانشجو هایه الان که تنها دغدشون اینه که حراست بهشون حرفی نزنه یا اصلا اینکه هدفشون از اومدن به دانشگاه جیزی دیگه هست و قتی به اینا فکر می کنم دوست دارم هر چه زود تر این ۴ سال تموم شه ولی نه من و من هایه دیگه باید بمونیم این ماییم که می تونیم همه چیز رو حداقل کمی تغییر بدیم نباید خسته بشیم باید ادمه بدیم تا دبچه هایه ما هم به پدر ها و مدادر هاشون افتخار کنن زیاد حرف زدم کلی درس دارم باید امشب احیا رو بر پا کنم فعلا بای همگی خوبین؟ از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من الان از کلاس اومدم راستش تازه امروز از خونه اومدم به تبعید گاه ۴ سالم یا نه به بهتره بگم به خوابگاه خوب از این مدت واستون بگم درسایه این ترم جاتون خالی حسابی از خجالتمون در اومدن اون قدر که از فکر تفریح و چیزایه دیگه در اومدم همش از اوله هفته این کتاب مدار جبه دار تا اخره هفته وقتایی که می خوام خودم و سورپرایز کنم مغناصیس می خونم البته این فقط ماله این دو سه هفته است ها از اموره خوابگاهی کافیه این رو بدونید که اتاقه کناری اون قدر عصبانی شدن که مستقیم به معاون دانشجویی مراجعه کردن نمی دونم کجایی دنیا یه کم جیغ و یه کم شعر خوندنه دسته جمعی اونم تو ساعت ۳ چنین تنبیهی داره؟ جاتون خالی ۳ روزم که زندگی در سیبری رو تجربه کردیم تجربه ای شیرین بود چون اقل این خاصیت رو داشت که تمامه لباسا یه چند سال مونده در ساکامون به یه دردی خوردن دیگه چی دیگه از کلاسام بگم از مغناطیس که مدام ما رو امید می ده که کجایید دیگه وقتی واسه خوندن ندارین فقط وقت واسه یه کار دارین اونم حذفه اصطراری امروزم که کلی سره ماجرایی بهم ریختم اون قدر که دیگه حوصله نوشتن رو ندارم می خو.استم چند تا پست بزارم ولی خوب ببخشین اینا هم نمی دونم چی نوشتم فقط نوشتم خلاصه مثله همیشه تحمل کنید الانم برم تا ۷ باید باید برسم خوابگاه بچه فعلا بای راستی دانشجو ها ۱۶ اذر نزدیکه ها.. سلامی به گرمای از دست رفته ی روزایه سرد پاییزی پاییزی که خبر از امدن طراوت سرما را می دهد سرمایی که نماده ارامشی شیرین و لطیف است لطافتی که با این که هر سال تکرار می شود ولی زیبا و تکرار نشدنی است تکراری که همیشه در طبیعت بوده هست و خواهد بود ولی بودنش در زندگی تلخ است تلخی که بودنش حتی از افتاب نم خورده ی اییزی هم غمناک تر است و غمی همیشه در گوشه ی خانه ی تنهایی پیله می تند پیله ادی که روبیدنش تنها و تنها با تنها ی تنها امکان دارد و امکانی که شاید در زندگی ما مثله یک شعر بی وزن خود بیاید و خود برود رفت و امدی که ما نام ان را بخت نهادیم بختی همیشه کعبه ی دعاهای ما بوده الهی بختت باز و سر فراز باشد این جاست که مهتاب با پرچینی از دلالایی هایه زمانه گل هایی پر پر شده ی بهار را به رویایی از سکوت و تفکر و زیبایی به نامه پاییز می دهد و به او خوش اومد می گوید خلاصه خدا کند رویه ایوانه دلتان نردبانه خوشی پرواز کند و دشت ارزو هایتان زیر پاهایه امید و تلاشی نیلو فرانه جان بگیرد
![]()
![]()
ازمایشگاها هم که استادا تا ازمایش تموم می شه زود وسایل رو بر می دارن اخه فقط یکی دو تا خازن و اوو متر سوزدن این همه عجله داره
ریاضی مهندسی هم که هر جلسه حل تمرین می زاره واسه ما ولی در اصل واسه خودش اخه کسی حاله رفتن پا تابلو رو نداره اخه حله تمریناش نمره نداره
ولی مدار که واقعا مداره مداری با دکترایه برق که رئیس دانشکده ام هست و فقطم یه کلاس داره از اون استادایی که معتقده باید چند بار افتاد تا پایه قوی شه هفته ی دیگه هم امتحان دارم
مثل اندازه که اونم استاده فوقش رو از شریف و دکترا شو از کانادا گرفته الانم ما رو با همون کانادایی ها مقایه می کنه همش می گه ترمه ۳و ۴ درس بخونید بقیش عشق و حال ولی نه چشمم اب می خوره ما درس بخونیم نه اینکه اگه درس بخونیم ترمایه اخره عشق و حال کنیم.![]()
| Design By : Night Skin |

