تبليغاتX
کوچه پس کوچه


کوچه پس کوچه

بلند بلند فکر کردنه دختری به نام هما



بازم سلام خوبین

یلداتون مبارک

عیدتونم مبارک

دیگه چیزی برایه تبریک ندارم

خوب یاده روزه دانشجو بخیر که حتی اخبار یه کلمه هم در بارش نگفت نمی دونم چرا مگه ترس داره الله و اعلم

خوب بگذریم حالتون خوبه ماکه ای می گذره شکر البته تو این دو هفته اتفاقاتی واسم افتاد که حتی تو خوابم نمی دیدم  تازه فهمیدم ظاهره افراد چه قدر بات باطنون فرق داره چیزایی به چشمه خودم دیدم که فقط تو مجله هایه ۱۰۰ تومنی خونده بودم البته دعا می کنم طلسمه این هفته ها زود تر شکسته شه و من یه کم اروم بشم فقط دعا می کنم

جاتون خالی دو تا میان ترمه امتحان دادم که باعثه افتخاره بشریت شد  اندازه گیری . مدار

همیشه شنیدم که یک رنگی خوبه ولی تا حالا این قدر از نزدیک لمسش نکرده بودم راستش من سره همون کلاسه اندازه با اون استاده تیزش که قبلا واستون گفته بودم مثله کلاس اولی ها همیشه اوله ردیفه اول بودم تا اخرین جلسه که سر تا پا لباسام رو عوض کرده بودم ولی اصلا فکر اینجاش رو نکرده بودم بعد از کلاس وقتی همگی دوره استاد جمع شده بودن تا رفع اشکاله امتحان رو کنن من با کلی اشکال رفتم جلو با اعتماد به نفسه کامل قصده پیچوندنه استاد رو  داشتم که استاد من و پیچوند  اوجه سوالا بودم که یه هو استاد گفت خانوم شما چرا فقط این جلسه اخری اومدی کلاس و این جا بود که دنیا دوره سرم چرخید حیف که نا محرم زیاد بود و گرنه افتاده بودم زمین خلاصه از استاد گفتن و از ما انکار جاتون خالی نیم ساعتی با وجوده کلی ادم من قسم می خوردم که بودم و اون می گفت نبودی استاده ما  با اینکه تمامه بچه هایه دو ترم پیش رو. با نمره هاشون یادش بود ولی عجیب بود که حالا ول کنه معامله نبود می گم ادم نمیره خیلی چیزا تو این دنیا می بینه ها. با مقنعه عوض کردنه من  من رو نشناخت در ضمن این استاد از اوله کلاسا تا اخر فقط یه بار اونم جلسه ی اخری حضوری زد که متاسفانه من رو کاملا به یادش موند تا موقع تصیحه برگه حسابی از خجالتم دراد

اخرشم خلاصه گفتم استاد من نبودم اصلا خوب حالا که چی 

خوب اخره اخرشم به این نتیچه رسیدم هیچی جایه یه رنگی رو نمی گیره مگه نه

خوب دیگه چی فعلا باید برم فعلا بای

نوشته شده در یکشنبه 1386/10/02ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط یک هما| |


Design By : Night Skin