کوچه پس کوچه
بلند بلند فکر کردنه دختری به نام هما
خوبین من که ای می گذره به لطفه شما. راستش فرجه ها هم تمام شد و من باید فردا برم این ترم فرجه ها خیلی زود تر از همیشه رفت اخه همش دره مغازه بودم اونم به خاطره این برودت هایه پی در پی بود اخه پایه داداشم شکست ومن مسئولیت اداره ی مغازه رو با چند تا شاگرده دور از شما نغ نغو داشتم خوب اینم گذشت ولی به سختی مثلا وسطه دعواهایه اونا که از شوخی شروع می شد بعدم کل کل خلاصه امروز یکی از دوستام بهم زنگ زد بالاخره امشب مجلسه خواستگاریشه با اونی که می خواست با اونی که فقط بلده باهاش دعوا کنه خدا رحم کنه به اخر عاقبتشون نمی دونم تا حالا به انواع خواستگاری فکر کردین بزارین چند نوعش رو به افتخار این دوستم بنویسم اول نوعه مرسومه دانشگاهی ـ ببخشید خانومه... می شه چند لحظه ـ (در حالی که چشمات گرد شده که از کجا اسمت رو می دونه) بله ـ می شه جزوتون رو بدین ـ نه نمی تونم ببخشید ـ خواهش می کنم اخه امتحانا نزدیکه منم اصلا جزوه ندارم جزوه شما کامله عاقبت از او اصرار و از تو انکار مجبور می شی بهش جزوه رو بدی ولی فردایه همان روز ـ سلام خوبین خانومه.. جزوتون رو اوردم عالی بود خوش خط و تمیز و کامل مرسی ـ (از تمجید هایه بی حساب شک می کنی ـ ببخشید چند لحظه میشه وقتتون رو بگیرم راستش جزوه بهونه بود ..... خوب اینجا است که دوباره همون سیستمه انکار و اصرار شروع می شه و خلاصه این جزوه یه ترم درگیرت می کنه .اخرشم فلانی می گه یعنی من به مامانم نگم نوع بعدی صبح که از خواب پا می شی می شنوی مامان و بابا دارن اروم صحبت میکنن ـ مطمئنی پسره و خانوادش خوبن ـ اره بد نیسن من که دخترم رو از سره راه نیاوردم بازم میله خودشه ـ باشه من باهاش صحبت می کنم اینجاست که نباید بعدا به رو خودت بیاری که می دونستی خوب نوعه سوم گوشیت زنگ می خوره با یه شماره نا اشنا اول جواب نمی دی ولی بعد شک می کنی شاید یکی از دوستات باشه جواب می دی ـ بله؟ ـسلاام خوبین ببخشید می شه چند لحظه مزاحمتون بشم راستش من شما رو دیدیم خیلی ازتون.. خلاصه تا یه چندماهی هم گرفتار شماره هایه نا اشنایه این جناب می شی نوع بعدی نگاه نا اشنایه استاد به دانشجو نوع بعدی همون که ماها خیلی واسمون پیش اومده و دیدیم .داری تو خیابون راه می ره که ـ ببخشید خانوم میشه این شماره رو بگیری که به نظرم مسخره ترین نوعه نوع بعدی که از قبلی بدتره همون اتو زدنه خودمون که فقط علافیه و باعث ترافیک و الودگیه صوتی می شه نوع بعدی که به ندرت تقریبا شاید یه درصد همون چت کردن هایه بی سوده که فقط دل خوش کنکه واسه ادمایه بیکارو همچنین ببخشید ها دروغ گو و بی اعتماد به نفسه خوب انواع دیگه هم هست که فعلا به سن و ساله ماها نمی خوره نمی دونم کدوم نصیبه هر کی می شه خوب به قوله مادربزرگ ها هر چی قسمته اینم به افتخاره دوستم منم فردا می رم خدایا کمکم کن که این ترم می خوام عالی شم باید بتونم خیلی نقشه ها دارم امیدوارم مشکلی پدیش نیاد خدا فقط کمکم کن خوب دوستایه گلم تا اطلاع ثانوی ما که رفتیم معلوم نیست شاید فردا اپ کنم یا فرداهایه دیگه . فعلا بای امروز ۲۶ بهمن ۴فوریه است که همون ولنتاینه خودمونه ولی جالبه بدونید قبل از این که غربی ها شهید راه عشق داشته باشن و اسمش رو برایه روزه عشقشون بزارن ما ایرانی ها جشنی داشتیم که روز۲۹ بهمن ماه به تاریخ امروزه است و بهش سپندار مزگان می گفتن فلسفه ی ولنتاین رو که می دونید داستانه همون پادشاه مغروره رومی که اسمش کلودیوس بوده در قرنه ۳ زندگی می کرده همون دورانه ساسانیانه ما. فکر می کرده که سربازایه مجرد قوی ترن ولی قبل از این که این شهید خونش بریزه پایه ی چو به ی دار ما ایرانی ها روزی داشتیم که روز عشق بوده و همون طور که گفتم ۲۹ بهمن بوده و ماها باید واسه این اصالت به خود ببالیم راستی مواظب باشین اگه خواستین امروز پیامه تبریکی ایترنتی بدین هکرا گوش به زنگن بمیرم اونا هم همچون اینجانب امروز بی کارن و خوب هشدار دادن که ماد نمی زاریم همین طوری امروز بگزره همچنین بازار هک گرمه احتمالا اینا از نسله همون حسودایی هستن که ولنتاینه بیچاره رو لو دادن خوب امیدوارم بسیجی ها هم یه جوارایی سره خودشون گرم باشه این روز رو تلخ نکنن راستی وقتی می خواین شکلات بگیرین حواستون باشه درصده کاکائوش زیره ۷۰ درصد باشه اخه بالایه ۷۰ وا خوردن با تریاکه نه چایی. ولی کاش روزی برسه که همه ی ایرانی ها از روزه عشقه تاریخه خودشون رو استقبال کنن خوب ما که فقط تماشا گریم ولی امیدوارم امروز بهتون خوش بگزره فعلا بای و سلام خوبین الان که دارم می نویسم از معدود روزایی(وشبایی) که واقعا خوشحالم چون نمره هام رو سرچ کردم مدار با نمره ی خوبی قبول شدم این مدت که نبودم کلی اتفاق افتاد تولدم بود امتحانام رو دادم محرم اومد انتخاب واحد بود و کلی اتفاق که بعضی یاشون واسه من مثله فیلم هندی بودولی اصل اینه که بود یعنی اتفاق افتاد و گذشت نمی دونم شما چه حالی می شین وقتی یه اشتباه می کنین من که اشتباهات کوچیک واسم مشکل تره اصلا ولش کنین الان قرار بود از چیزایه خوب بگم از این که اسمون چه زیبا ست از این که بادبادک وقتی اوج می گیره که باد در جهت مخالف به وزه از این که دریایه اروم ناخدایه قهرمان نمیسازه از این که دنیایه تنهایی ما گر چه خیلی بزرگه ولی یه وقتایی خیلی کوچیک میشه اندازه ی یه لبخند از این که بعضی چیزا به قوله قدیمایا یه قسمته یه پیشونی نوشت اینکه یه ترم واسه سه نفر تاقچه بالا بزاری ولی بعد ببینی روز انتخاب واحد میاد همون کافی نتی که تو هستی و کارت زیر ددستش گیر می کنه نه تنها به نظره من بلکه به نظره هرکه اونجا بود قسمته نمی دونم بعضی وقتا فکر می کنم که خدا من رو تنها می کنه همه ی درها رو می بنده تا به خودش نزدیک تر شم ولی بازم نمی دونم شاید یه خوش خیالی باشی این که من ساعته یک و نیمه شب بعد از یه روزه سخته کاری نشستم و دارم اینکه اینکه میکنم خوب امیدوارم که خدا.... بقیش رو نمی گم چون ارزو هاتون رو نمی دونستم فعلا بای
بالا می گرفت نقشه قاضی رو داشتم ولی چون هیچ کدوم رو نمی تونستم قانع کنم فقط لبخند میزدم
واینجا بود که اونا علیه من تبانی کردن مثلا وقت صبح ساعت ۱۰ می رفتم مورده باز خواست قرار می گرفتم اشتباه شده بود
ولی خوب درستش کردم
ولی به رو خودت نمیاری)خواهش می کنم خدانگهدار![]()
و تعجب سایرین سن و سالش می خوره مجرد باشه و بعد وقتی تحقیق می کنی می بینی بله جناب مجردن .بعد می فهمی همشهری هستین بعد یه روز می بینیش داره با پدرت قدم زنان می یاد بعدم که.. و اگه یه وقتم نه بشنوه به معنایه حذف اون درسه دیگه و جوابگو بودن به سایر همکلاسی ها و پدرت که خیلی ناشکری دیگه چی می خوای
راستش خستم حوصله دانشگاه رو ندارم ولی خوب باید به بعدها فکر کنم که همه چی می گذره این روزا تو زندگی هر کس فقط یه باره می خوام از این به بعد از زندگیم لذت ببرم می خوام دیگه به هیچی اجازه ندم که بهمم بریزه
![]()
ولنتاین ![]()
نه ببخشید![]()
سپندار مزگان ![]()
مبارک
به همین خاطر ازدواج رو ممنوع کرده بوده حالا واسه همه یا فقط سر بازا نمی دونم تو این دوره یکی می یاد و دلش به رحم می اید یه کشیش به اسمه ولنتاین که غیر قانونی دختر پسرا رو عقد می کنه از اون جا که ادم حسود همه جا و همه وقت پیدا می شه یکی حسودیش می یاد و این جناب رو لو می ده پادشه هم که می فهمه اون بنده خدا رورو زندانی می کنی ( احتمالا خودش این رو درک میکرده امان از تجربه
)حالا این رو داشته باشین تو زندانش رو گوش کنید که به روایتی این جناب عاشقه دختره دروازه بان می شه حالا این جز هندیه داستانه یا نه یه روز اون دنیا ازش می پرسم خلاصه این جناب رو اعدام می کنن و می شه شهید راه عشق و روزه ولنتاین متولد میشه که بازار کادو و شکلات و خرسایه خوشگل داغ می شه تو ایرانم چند سالیه که رونقش بیشتر شده ![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |
