کوچه پس کوچه
بلند بلند فکر کردنه دختری به نام هما
خوبین خوب منم ای بد نیستم شکر البته اینا رو واسه تشریفات و کلاس کار گفتم نه خوب نیستم این مدت این قدر خبرای بد شندیدم که دیگه حالی واسم نمونده ولی در هر صورت من به خودم قول دادم که هر چی هم بشه زندگی همچنان جاری است کاش لحظه ها رو می شد پنهون کرد کاش وقتی ناراحت بودی در رو دیوار ازت نمی پرسیدن چته؟(حالا وقتی خوشحالی هوچکی نمی گه ها یه روز یه دوست از بر و بچه های وب بهم گفت خوش به حالت چه زندگی مهیجی داری کاش من به جات بودم حالا می خوام از همین جا اعلام کنم زندگی من حراجه هر کی می خواد زیر قیمت بازار بسم الله فقط باید سر نوشتم رو هم با خودش ببره نه دیگه بسه از چیزای خوب بگم از چی بگم از این بگم که هفته ی پیش در عین ناباوری در حالی میان ترم ماشین دادم که شب قبل تا سحر در حال پایکوبی بودم(جشن بودیم خوب از دانشکده هم که همش شده کلاس جبرانی دیگه هوچکی حال حرف زدن رو هم نداره اون قدر همه اروم شدن که استادا تعجب میکنن مثلا قبل از اینکه جلسه گذشته استاد شروع به درس دادن کنه گفت بعد از درس امروز زندگی براتون بی معنی و سیاه می شه ولی فردا یادتون میره و ما هم فقط با چشمانی بی رمق نگاه کردیم همین خوب یه روزم با ارازل رفتیم کلاس اموزش نت که بسیج مجانی گذاشته بود مخ استاد رو خراب کردیم بعدشم سایت رو خراب کردیم و ۲ ساعتی مجانی اینترنت رو هم خراب کردیم جاتون خالی اخرشم بهمون یه جزوه با کیک دادن ولی نمی دونم چرا اون کلاس از هفته ی بعدبه کل از بین رفت خوب کلاس ۴ شنبه هام هم اف شد و از حالا به بعد دیگه ۴ شنبه ها دیگه می شه روزه خوب اخه هرچی اون جناب و دوستاش بخوان سرک بکشن کلاس خالیه خوب از اموره خوابگاهی همین بس که متصدی عوض شد و همون پارسالی اومد و خوب دیگه همون اش و همون کاسه دیگه باید ساعت ۲ خواب باشیم خیلی سخته ولی تو ترکیم راستی دو تا از دوستام هم از طرف دانشگاه خیلی معجزه اسا مشهد رفتن(معجزه اسا اخه با یه فنه درست و حسابی به جایه بقیه با اسم اونا رفتن) جاتون خالی دیگه خونه مامان و بابا و ... کم بود شب تا صبح اون طفلکا گوشی هاشون رو به حرمه که ما با امام رضا حرف بزنیم فکر کنم خودشون اصلا وقت نکردن طواف کنن این اخرا هم امر فرمودیم ما گوشی دستمونه گوشیتون رو طواف بدین خوب دیگه فردا کوییز تمرین دارم وقتم ندارم بچه این بار واقعا به دعا همه نیاز دارم خدایا.............. باسکوتی بلند تر از فریاد با دستانی بالاتر از رنگین کمان با رده پایی از دیروز می دوم به سویت و با دریاچه ای از اسمان صدایت می کنم که بازم ....
) کاش واقعا همه همون طور که ما می خواستیم خوب بودن کااش زندگی با ما سر جنگ نداشت کاش هیچ وقت ارزویه گم شدن تو تنهایی سراغ ادم نمی یومد فقط کاش
) و فردای اون روز در حالی که صدام گرفته بود و حتی یه دورم نخونده بودم میان ترم رو از ۳ نمره ۳ شدم البته بدون دستیابی به عوامل خارجی ها![]()
![]()
![]()
اون جناب کم بود تازگی ها یه بشری پیدا شده عجیب و غریب هرکلاسی دارم می یاد می شینه پیشم اولا می گفتم اتفاقیه فکر بد نکن ولی این اخرا دیگه همه ی ارازل که هیچ کم کم کله کلاس داشتن می فهمیدن که من ماهرانه با ورورده استاد فرار کردم و نشستم اخره ردیف![]()
![]()
وای که چه قدر دلم هوای امام رضا رو کرده
راستی یه چیزه دیگه در عین نا باوری کلیه دانشجویان دانشکده بچه مسلمون شدم اونم چه جورم فقط یه ساق دست کم دارم بشم حاج خانوم
اخه رفتم مشهد نه؟ ولی خوب نمی شه این هفته فکر کنم بشم همون همای قبلی به هر حال ...
| Design By : Night Skin |

