کوچه پس کوچه
بلند بلند فکر کردنه دختری به نام هما
باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه یادم ارد روز شیرین .... کودکی ۱۰ ساله بودم میپریدم از سر جو می دویدم مثله اهو باز باران ..... یادش به خیر کاش همش یادم بود کامل می نوشتمش ولی خوش به حال اون روزا بارون دونه هاش درشت بود اما سبک حالا دونه هاش سبک شده اما .... راستی امروز دفترچه ارشد گرفتم.... دوستایه گلم فعلا...
سلام
نوشته شده در شنبه 1388/08/09ساعت
12:49 بعد از ظهر توسط یک هما| |
| Design By : Night Skin |

